01282021پنج شنبه
Last updateپنج شنبه, 28 ژانویه 2021 7am

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

سعیده شاهرخی زن شکنجه گر فرقه رجوی  به درک واصل شد 

فهیمه اروانی بعد از صحبت در مورد بخشش ما که گناهی جز مخالفت با سیاست سرکوب گرایانه در داخل تشکیلات و حقه بازی بنام انقلاب ایدئولوژیک کاذب و سیاست های ابدوغ خیاری رجوی هیچ گناهی نداشتیم یکباره سعیده شاهرخی میکرفون را دست گرفت و از رجوی خواست همه ما را تسلیم ایشان بکند تا ایشان با چنگ و ناخن دندان همه ما را تکه پاره بکند !.........Mohaad Razaghi

 ---------------------------------------------------------------------------------------------

 محمد رزاقی پاریس،11.01.2021

سعیده شاهرخی زن شکنجه گر فرقه رجوی  به درک واصل شد 

هفته گذشته سعیده شاهرخی یکی از زنان شکنجه گر فرقه رجوی داعشی بر اثر ویروس کرونا به درک واصل شد .

مرگ هیچ انسان خوشحال کننده نیست اما در مورد یکسری حیوانات وحشی در لباس و شکل انسان مثل سران فرقه رجوی داعشی باید استثناء قائل شد .

سعیده شاهرخی یکی از همان زنان شکنجه گر هست که شامل استثناء می شود .

سعیده شاهرخی که به برکت بودن زن یکی از سران فرقه رجوی ( محسن رضائی ) مدارج پوشالی تشکیلاتی با سرعت طی کرد یک مدت در یگانهای نظامی بعنوان فرمانده بود ولی بیشتر در سیستم اطلاعاتی فرقه رجوی مشغول به کار بود .

سعیده شاهرخی یکی از زنان شکنجه گر بود که در زندانی کردن زنان نگون بخت در سال 73 نقش اساسی داشت و همچنین در سرکوب افراد ناراضی در یگانهای نظامی بعنوان زن بد دهان و پرخاشگر شناخته می شد 

ماههای اخر سال 73 درسیاه چالهای ساخته رجوی داعشی از زندان معروف اسراء مروارید شبانه با خودروهای اتاق دار آیفا به زندان جدید ( قلعه محمود قائمشهر ) منتقل شدیم .

چند روزی از انتقال به زندان ساخته رجوی روح پلید گذشته بود کلیه ام دوباره خونریزی کرد و ازانجا که در زندان انفرادی هم بر اثر شکنجه شکنجه گران فرقه رجوی و لگدهائی که به پهلوهایم زده بودند و چند روز کلیه ام خونریزی می کرد اینبار همان درد را داشتم برای اثبات خونریزی کلیه ام نمونه ادارخونی را در لیوان پلاستیکی که برای آب خوردن داده بودند گرفتم و خواستم حد اقل یک مسکن بدهند .

درست ایام عید بود پایان سال 73 و شروع سال 74 که درد کلیه ام باعث شد چند بار درب سلول را بکوبم تا شاید یکی از زندانبانان رجوی داعشی بیاد و لیوانی را که نمونه ادارا خونی را نشان بدهم بعد اینکه چند بار درب سلول را کوبیدم اخر سر مختار جنت سرائی زندانبان و شکنجه گر رجوی داعشی دریچه سلول باز کرد و اولین حرف اش این بود که کدام مادر قهبه درب اینقدر می کوبد !

گفتم چرا فحش میدهی ؟ من خونریزی کلیه دارم این هم نمونه ادار خونی .

در همان حالی که از دریچه سلول با شکنجه گر و زندانبان رجوی داعشی صحبت می کردم دیدم از سمت راست راهرویک دسته از زنان و چند مرد بصورت جمعی بطرف درب سلول ما می ایند .

در همان لحظه فهیمه اروانی سوگلی رجوی به همراه عذرا طالقانی با نام مستعار ( سوسن )  و سعیده شاهرخی ومحمد سادات دربندی با ناممستعار ( کاک عادل ) و فریدون سلیمی را توانستم بصورت کامل چهره هایشا ن را ببینم که مختار تا دید سران شکنجه گران به سمت سلول ما می ایند دریچه روی درب سلول را بست مثل قبل حتا یک قرص مسکن هم نداد .

روز23 فروردین سال 74 از زندان اردوگاه بد نام اشرف صبح چشم بسته 14 نفر از افراد سلول را صدا زدند ویک شلوار و پیراهن شخصی دادند و چشم بسته ما را سوار پشت کامیونت ایفا کردند در محمد شعبانی با نام مستعار ( باقر هم ) بعنوان نگهبان سلاح به دست پشت ایفا نشست و بعد چند ساعت  طی مسیر دریکی از مقر های رجوی در اردوگاه اهدائی صدام  ملعون به رجوی بنام ( بدیع )  پیاده مان کردند . 

صبح روز 24 فروردین دادگاه ما به ریاست شخص رجوی روح پلید شروع شد که در ان دادگاه علاوه بر شکنجه گران و زندانبانان فرقه رجوی داعشی  زنان شکنجه گر مثل فهیمه اروانی ؛ عذرا طالقانی ؛  رقیه عباسی ؛ فائزه محبت کار ؛ شعیده شاهرخی ؛ زهرا توکلی با نام مستعار نصرت و .... حضورداشتند .

بعد از 3 روز محاکمه رجوی ادعا کرد همه ما را عفو کرده ! و دستور داد همه به اردوگاه بد نام اشرف برگردانده شویم . ( البته رجوی داعشی هیچ وقت هم نتوانستند دلیل و مدرکی برای زندان و شکنجه کردن اعضاء نگون بخت ارائه بدهند ) و پروژه ای بود برای زهر چشم گرفتن از مخالفان سیاست های رجوی و کسائی که خواهان خروج و جدا شدن ار فرقه رجوی داعشی بودند .

در اخرین لحظه و پایان حرفهای رجوی داعشی اول محمد علی جابر زاده با نام مستعار ( قاسم ) که در فرانسه ریق رحمت سر کشید  از رجوی می خواست به جای بخشیدن  ! ما همه ما را حکم اعدام بدهد و جابر زاده کف بر دهان از بخشش ما از طرف رجوی اعتراض داشت ! 

بعد از درخواست اعدام  همه ما از طرف محمد علی جابر زاده و بعد جابر زاده محمد محدثین با نام مستعار بهنام که معروف به ملیجک رجوی روح پلید می باشد رو به رجوی کرد و گفت :

 شما از موضع خودتان اینها را بخشیدید  اما محمد رضا روحانی و متین دفتری هم به من تاکید کرده اند هر کس از سازمان خواست جدا شود شما اعدام کنید اگر خبرش به بیرون درز کرد ما در اروپا رفع و رجوع اش می کنیم ! 

بعد از روده  درازی چند تن ازمردان شکنجه گر فرقه رجوی داعشی نوبت به زنان شکنجه گر رسید که فهیمه اروانی بعد از صحبت در مورد بخشش ما که گناهی جز مخالفت با سیاست سرکوب گرایانه در داخل تشکیلات و حقه بازی بنام انقلاب ایدئولوژیک کاذب و سیاست های ابدوغ خیاری رجوی هیچ گناهی نداشتیم یکباره سعیده شاهرخی میکرفون را دست گرفت و از رجوی خواست همه ما را تسلیم ایشان بکند تا ایشان با چنگ و ناخن دندان همه ما را تکه پاره بکند !Saideh Shahrikhi 005

رجوی  با خنده  معنا دار؛ رو به سعیده شاهرخی گفت :

خواهر سعیده شما انقلاب مریم ثابت کردید و بایدهمه شما این برادران وادار کنید انقلاب بکنند !

بعد از افشا گری خانم های جدا شده از فرقه رجوی و راه انداختن حرمسرا توسط مریم قجر برای رجوی داعشی و تجاوز شخص رجوی به زنان نگون بخت در تشکیلات فرقه رجوی معنی اثبات انقلاب مریم قجر( هم خوابی زنان با شخص رجوی ) هم معنی واقعی خود را پیدا کرد .

دوستان جدا شده در البانی گفتند :

سعیده شاهرخی چند سالی بود که به بیماری سخت گرفتار شده بود و حتا نمی توانست راه برود و با ویلچر بابجا می شد و در روزهای اخر هم با گرفتن ویروس کرونا به درک واصل شد . 

زنی که می خواست برای خوش رقصی به رجوی داعشی یک عده بی گناه و اسیر ذهنی و جسمی را تکه پاره کند به دردی گرفتار شد که هیچ علاجی برایش پیدا نشد .

تمام سران فرقه رجوی داعشی  و شکنجه گران و زندانبانان فرقه رجوی باید بدانند که خدا ؛ تاریخ ؛ طبیعت انتقام تمام ظلم هائی را که در حق مردم ایران ؛ عراق ؛ اعضاء خود کردید از شما خواهد گرفت مطمئن باشند دیر یا زود دارد اما سوخت و ساز ندارد .

مرگهای سخت با درد های لا علاج سران فرقه رجوی داعشی اثبات کننده انتقام خدا ؛ تاریخ ؛ طبیعت هست و دیگر سرا ن فرقه رجوی مطمئن باشند اه و ناله پدران و مادران ؛ خواهران ؛ برادران داغ دیده و چشم انتظار دامنشان را خواهد گرفت و نه تنها پایشان به خاک پاک ایران نخواهد رسید بلکه جسد شان هم در خاک ایران دفن نخواهد شد چون این حکم خدا ؛ تاریخ ؛ طبیعت در حق ظالمان ؛ و کسائی که حق را نا حق کردند