در۳۰ دیماه سال ۵۷ بعد از اوجگیری قیام ضد سلطنتی مردم ایران و چهار روز بعد از فرار شاه خائن از ایران ساواک رژیم شاه مجبور به آزادی زندانیان سیاسی شد که مسعود رجوی هم به همراه تعدادی دیگر از مجاهدین خلق از زندان آزاد شدند. سران مجاهدین این روز را یکی از سر فصل های سازمان می نامند و این آزادی را که رجوی و سایر زندانیان سیاسی مدیون جان فشانی ها و فداکاری های مردم ایران هستند را حاصل مقاومت های سازمان و بطور خاص رجوی می دانند.

ولی واقعیت چیز دیگری را نشان می دهد واقعیت این است که رجوی که بقول خودش دو بار تا پای اعدام رفته ولی اعدام نشده است بخاطر این بود که به رهبری سازمان و بطور خاص به بنیان گزاران سازمان خیانت کرده و نزد ساواک آنها را لو داده  که منجر به اعدام آنها شد و بعد هم که به همت مبارزات مردم ایران علیه رژیم شاه از زندان آزاد شدند. ولی ایشان بجای تشکر از مردم ایران بابت آزادی اش از زندان ساواک شاه از همان روز آزادی علیه مردم و قیام ضد سلطنتی مردم ایران دست به کار شد. ایشان که با خیانت به بنیان گزاران سازمان رهبری سازمان را تصاحب کرده بود اکنون سودای رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران را داشت و بر اساس همین خیال و توهم ابلهانه رو در روی مردم ایران ایستاد و بعد هم با اعلام مبارزه مسلحانه در سی خرداد سال شصت خیانت های خودش رو علیه مردم ایران و انقلاب نو پای شان را استارت زد و بعد که احساس خطر کرده بود به فرانسه گریخت.

 بعد هم در اوج جنگ ایران و عراق نوکری و مزدوری تمام عیار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق  را پذیرفت و به عراق رفته و  به دستور صدام حسین ارتش به اصطلاح آزادی بخش را تاسیس کرده و تحت عنوان عملیات سرنگونی علیه مردم ایران وارد جنگ شدند و مشغول سرباز کشی در مناطق مرزی شدند که این اوج خیانت های رجوی علیه مردم ایران بود و رجوی برای خود شیرینی و اثبات مزدوری و نوکری تمام عیار خودش به صدام حسین در کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق نقش فعال داشت و اینگونه به مردم عراق هم که کشور میزبان بود خیانت کرد. رجوی همچنین به نیروهای سازمان هم با به کشتن دادن آنها در اقدامات تروریستی تحت عنوان عملیات سرنگونی و به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و همچنین با راه اندازی طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم و ممانعت از ملاقات خانواده ها با عزیزان گرفتارشان در تشکیلات مخوف سازمان و همچنین با راه اندازی زندان و شکنجه و اعدام مخالفان و نیروهای معترض در سازمان و  با تشدید خفقان و سرکوب و سانسور و نقض فاحش حقوق بشر خیانت کرده و سرانجام هم که مفقودالاثر شده است و معلوم نیست که مرده یا هنوز زنده می باشد . خلاصه اینکه رجوی برای بقاء خودش و تشکیلات استالینی و قرون وسطایی اش بعد از خیانت به بنیان گزاران سازمان و تصاحب رهبری سازمان از هیچ جنایت و خیانتی علیه مردم ایران و مردم عراق و حتی نیروهای سازمان دریغ نکرد و همچنین برای حیات خوار و خفیف و خائنانه اش درست صد و هشتاد درجه عکس اهداف بنیان گزاران سازمان حرکت کرده و سازمان مجاهدین خلق ایران را که یک سازمان انقلابی مسلمان و دارای پرنسیپ های انقلابی و سیاسی بود را تبدیل به سازمان مسعود و مریم کرده که با اندیشه فرقه گرایانه اداره می شود. 

 اکنون برای بقاء خودش و تشکیلات پوسیده و رو به آستانه  زوالش دست به دامن آمریکا و متحدانش در منطقه نظیر شیوخ مرتجع عربستان سعودی و دولت اسرائیل شده است و اکنون که دولت ترامپ هم روزهای پایانی خودش را می گذراند سران سازمان و بطور خاص مریم عضدانلو  سرکرده فعلی فرقه تروریستی رجوی عزا دار  شده است چون که استراتژی شکست خورده مبارزه مسلحانه سازمان را به ریسمان پوسیده جنگ خارجی توسط آمریکا  و دولت ضد ایرانی ترامپ رئیس جمهور آمریکا علیه ایران گره زده بود و اکنون این ریسمان پاره شده است .  بنابراین ملاحظه می فرمائید که سی دی سال ۵۷ که سران سازمان آنرا سرفصل و نقطه عطف مبارزه می پندارند در واقع نقطه استارت جنایات و خیانت های رجوی علیه مردم بوده است و اکنون از این سازمان که روزی با هدف مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا تاسیس شده بود اکنون بخاطر همین خیانت و جنایات بی شمار رجوی علیه مردم و کارنامه سیاه مسعود رجوی تشکیلات اش در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و این نتیجه و دستاوردهای رجوی خائن از سرباز کشی و کردکشی سرکوب شیعیان جنوب عراق و پولشویی در خارج کشور می باشد که بعد از آزادی در سی دی ماه سال ۵۷ تا کنون نصیب سازمان شده است.