03022021سه شنبه
Last updateسه شنبه, 02 مارس 2021 7pm

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

انزجاروتنفرانجمن های حقوق بشرفرانسه و یک مقام دولتی، ازسازمان مجاهدین

در کنفرانسی دوستانه بین مدیر انجمن یاران ایران علیرضا نصرالهی با انجمن های مختلف حقوق بشر و دولتمردان فرانسه،در پاریس و بعد ارائه مدارک و مستندهای ” ویدئویی”و جنایت های فرقه رجوی از ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی ۱۳۵۷،و نقش مخرب سازمان مجاهدین در آستانه بهم ریختگی اوضاع مملکت و بی سر سامانی آن،و ستون پنجم شدن سازمان مجاهدین با دولت عراق در جنگ تحمیلی

 ----------------------------------------------

علیرضانصرالهی - 2021-02-21  - yaran iran

انزجارو تنفرانجمن های حقوق بشرفرانسه و یک مقام دولتی، ازسازمان مجاهدین

انجمن یاران ایران در تمامی این مدّت تمام  تلاش خودش را بر روی مخرب و خطرناک بودن این فرقه در هر کشوری که آنها در آن اسکان دارند گذاشته هست تا ثابت کند این اعضا و سران آن تروریست بالقوه هستند،و در هر تنگنایی دست به هر کاری خواهند زد.برای همین مردم آن کشور که مجاهدین در آن ساکن هستند باید بداند که با چه موجودات خطرناکی رو به رو هستند تا در مواقع خطر بتواند از مال و جان و ناموس خودشان دفاع کنند.

البته این حرکت فرقه رجوی که در مواقع خطر به آن دست میزند نه از روی آگاهی هست و نه فی سبیل الله،می باشد بلکه فقط از روی دستور و اجبار می باشد،و هیچ علاقه انسانی در آن وجود ندارد،برعکس گروه ها و تیم های داعش و طلبان و القاعده که همگی از روی آگاهی،و علاقه و اعتقادات مذهبی دست به حرکت های تروریستی زده و می زنند.

اعضا و نفرات این فرقه نشان داده اند که در شکل همه چیز را رعایت می کنند،و در محتوا هیچ اعتقادی به کاری که انجام می دهند ندارند،برایتان از خواندن نماز اجباری خواهم گفت: خواندن نماز،برای هر فرد که به دین اسلام اعتقاد دارد،مثل کشیدن نفس می ماند و فرد هیچگاه نمی خواهد سر خدا و بنده خدا را کلاه بگذارد،و با تمام وجودش در برابر پرودگار خود برار می گیرد،و با او راز و نیاز می کند،ولی در سازمان مجاهدین من هرگز ندیدم کسی با خدایش سخن بگویید آنها بیشتر با اطرافیان خودشان سخن می گفتند تا با خدا

من در آن سال ها که در فرقه رجوی بودم هیچگاه ندیدم یکی از این اعضا از روی احتیاج نماز بخواند همه از روی اجبار و رعایت شکل خم راست می شدند،بعضی ها که خیلی دیگه از حد گذشته بودند در عرض چند ثانیه نماز را تمام می کردنند،چنان با سرعت خم راست می شدند،که گویا دنبال آنها هستند و میخواهند آنها را بکشند

خاطره کوچکی برایتان تعریف کنم که خالی از لطف نیست در یکی از روزهای مجاهدیم من در آسایشگاه نشسته بودم یکی از مسئولان  وارد شد و طبق معمول همیشه آنها وضو داشتند حالا کی و چه وقت وضو می گرفتند الله أعلم, این دوست ارجمند با سرعت نور نماز میخواند آن روز خودم را آماده کرده بودم که وقتی نمازش را شروع کرد من با سرعت بالا باهاش نماز خوانم البته من نشسته بودم و فقط میخواستم تست کنم ببینم میتوانم بهش برسم یا نه ؟که متاسفانه نتونستم.

– سوره حمد / بسم الله الرحمن الرحيم / الحمدلله رب العلمين / الرحمن الرحيم / ملك يوم الدين / اياك نعبد و اياك نستعين / اهدنا الصراط المستقيم / صراط الذين انعمت …را با سرعت بالا خواندم ولی هرگز نرسیدم،وقتی سوره حمد من تمام شد ایشان در آستانه قنوت نماز بودند باور کنید دیجیتالی،ای کاش میتوانستم فیلم آن را بگیرم و برایتان پخش کنم.

من این خاطره را تعریف کردم تا کمی متوجه ی اعتقادات مذهبی این فرقه گردید،آنها هرگز به چیزی که عنوان می کنند اعتقاد ندارند رجوی فقط میخواهد،در تضاد با دولت ایران خودش را آدمی با خدا و اسلام گرا با اعتقادات خدایی ببخشنده،خدای صلح،خدای مهربانی،خدای مظلومین،و آن خدایی که در متضاد با دولت ایران باشد را در گوش مخاطبین بگنجاند،و بگوید خدای ما این است و خدای دولت ایران خدایی شکنچه گر،ظالم،ستمگر،و …

ما باید این حقیقت را بپذیریم که نفراتی که سال ها در درون این قعله الموت حبس بوده اند به طور اتوماتیک مثل یک رباط می ماند،و آماده دریافت دستور هستند حتی اگه دستور کشتن خانواده خود فرد باشد،بی هیچ تناقضی آن را اجرا خواهند کرد و دلیل اجرای بی پرسش آن فقط ناآگاهی و بی اطلاعی از پیرامون خودش هست،و چون بهش یاد داده اند که خانه و خانواده یعنی مریم و مسعود رجوی دگر چیزی را نخواهد دید.وقتی یک شخص به مدت سی سال در یک قفس باشد و هیچ اطلاعاتی به غیر از آن چیزی که صاحب قفس بهش میدهد،دریافت نکنند این فرد چه خواهد کرد بعد از دریافت دستور از صاحبش.

این دوستان آنچنان مشتاق به دانستن تاریخ ایران شده اند که باور کنید من به تنهایی دیگه از پس این ماجرا بر نمی آییم،و بیشتر از همه خواهان این هستند تا ریز ماجراهای فرقه رجوی را دریابند تا بفهمند این فرقه از کجای تاریخ دست به این همه خیانت و جنایت زده و چرا؟

برای این دوستان از ترورهای سال های دهه ۱۳۶۰ به بعد با سند و مدرک،گفتم برایشان از همدستی مسعود رجوی بعد از خروج از فرانسه به عراق گفتم بهشان ازکمک کردنند به دشمن بیرونی در جنگ تحمیلی و خیانت به کشور و فروختن اطلاعات جنگ به صدام و کشته شدن بیش از یک میلیون جوانان رشید این مرز و بوم فقط به خاطر رسیدن به پول و قدرت،گفتم.

«این انجمن ها و دولتمردان فرانسوی خواهان ریز تمام خودسوزی های فرقه رجوی  به خاطر زندانی شدن مریم رجوی،بودنند»

من از آنها اجازه خواستم قبل از داستان خودسوزی ها کمی برگردیم عقب تر یعنی قبل از جنگ آمریکا به عراق،من به این دوستان شرح دادم قبل از جنگ آمریکا و عراق ما چند نشست داشتیم،با مسعود رجوی که معمولا مریم رجوی هم در کنار او همیشه بود،دال بر اینکه اگر جنگ شود ما چندین تابلو و یا راه داریم،برای اینکه چکار بکنیم.

بعد از حرفهای پا منقلی رجوی،بالاخره قرار شد اگه آمریکا به ما و قرارگاه های حمله کنند ما به سمت ایران حرکت کنیم و این حرف مسعود رجوی در مقابل چهار هزار نفر آدم که اگه مورد حمله واقع شدیم حتی اگه من و مریم را با صلیب به تهران ببردند،مهم نیست.

و بعد داستان جنگ و ماجراهای نوار مرزی را را برایشان تعریف کردم،که ما چند روز آب و غذا برای خوردن نداشتیم و در شرایط خیلی سختی به سر می بردیم،و بعدها فهمیدیم که سیاست خارجه سازمان ۶ ماه قبل از جنگ را نامه برای آمریکا ارسال کرده بود که ما در این کشور مهمان هستیم و به سیاست های داخلی و خارجی عراق هرگز کار نداشته و نخواهیم داشت (ارواح زنش،فقط کرُدهای عراق را نمی دونم کی کُشت)

بعد از سرنگونی صدام،و اوضاع بهم ریخته عراق ما بعد از مدتی مجبور شدیم دوباره برگردیم به قرارگاه اشرف،من یک خودرو تویوتا لندکروز تحویلم بود که هر پنجشنبه باید آنرا نظافت و سرویس می کردم در یکی از همین روزها در هنگام سرویس رادیو ماشین را برای اولین بار روشن کردم موج آنرا چرخاندم تا بالاخره صدای یک فرد ایرانی منو به خودش جذب کرد،بعد از چند دقیقه شنیدم که گفت سران گروهک منافقین ۱۲۳ نفر قبل از جنگ فرار کرده و به فرانسه رفته اند.

راستش شندیدن این خبر برایم غیر قابل قبول بود،و هرگز باور نکردم چون فکر می کردم سران مجاهدین همه با هم در اشرف هستیم،برای همین آمدم پیش فرمانده خودم که آن موقع هوشنگ دودکانی بود و بهش گفتم برادر هوشنگ من از رادیو  شندیدم که می گفت خواهر مریم بعلاوه صد نفر دیگه قبل از رفته اند فرانسه؟فقط بهم گفت با همان لهجه ترُکی برادر علیرضا این رادیو یکی از بزرگترین دروغگو های روزگار است و دیگه بهش گوش نکن منم گفتم چشم و این ماجرا خاتمه پیدا کرد.

بعد از ورود به اشرف مدت زیادی نبود که مستقر شده بودیم که یک روز بعدظهر همه را صدا کردند که مطلب مهمی را به اطلاع ما برساند،البته باید خدمت شما عرض کنم قبل از اعلام همگانی لایه لایه نفرات قدیمی تر را توجیه کرده بودند که در هنگام اعلام عمومی شما باید بزرگترین نقش سینمایی خودتان را ایفا کنید،با شنیدن خبر با سرعت بیاید پشت میرفون و خودتان را به غش و ضعف بزنید مثل همیشه و اینبار دیگه باید غوغا کنید،خلاصه با ورود خواهر شورای رهبری و سکوت در سالن حکفرما شد و بعد از کمی احوال پرسی گفت بچه ها باید موصوعی را به اطلاع شما برسانم که از شنیدن آن تن هر مجاهد خلق ی به لرزه در میاد،باور کنید هنوز جمله خواهر مریم در فرانسه دستگیر شده،تمام نشده بود که صندلی ها بهم ریخت همه سریع البته همان لایه قدیمی که توجیح شده بود،رفتند پشت میکرفون،من فقط داشتم به خبر رادیو که شنیده بودم فکر می کردم پس راست بود اینها قبل از جنگ فرار کردنند و ما را در میان آتش و تیر و موشک رها کردنند،همه به خواهر شورای رهبری اعلام آمادگی خودسوزی می کردنند،از بین صد و چهل پنجاه نفر فکر کنم چند نفر بودیم که نرفتیم پای میکرفون،و اینو خدمتان عرض کنم از زیر نگاه خواهران شورای رهبری این موضوع به خوبی مشاهده شد،وقتی نشست تمام شد و داشتم سالن را ترک می کردم آمدم پیش برادر هوشنگ دودکانی و به گلایه بهش گفتم زیاد هم دروغ نمی گویند فقط نگاه هم کرد.

بعد از دستگیری مریم قجر عضدانلو در پاریس،و کشف سلاح و هشت و نیم میلیون یورو نقد در اور،تصمیم بر این گرفته شد که آدم ها بر روی خودشان نفت و یا بنزین بریزند و فقط تهدید کنند تا مریم رجوی را آزاد کنند و غافل از اینکه خواب شوم برای کسانی دیده اند که مواد نفتی را بر روی خودشان خالی می کنند.

وقتی نفر به عنوان تهدید با دولتمردان فرانسه،نفت را بر روی خودش خالی می کرد تا آنها را بترساند،یکی بیخبر او را با آتش می کشید،که دیگه برای اعتراف کردن که من نمی خواستم بمیرم دیگه خیلی دیر بود.

و گروه دیگر هم قبل از این که بخواهند خودشان را به آتش بکشند نقشه را بارها و بارها در جای دیگر تمرین کرده بودند،که وقتی نفر آتش گرفته آتش گرفت سریع او را خاموش کنند که این مورد هم جزوه همان نقشه اوّل بود،حالا پیدا کنید کسی که قرار بوده او را خاموش کند.

و دسته سوّم همان کسانی بودنند که همانند داعش و طالبان وعده بهشت را به آنها داده بودند،و این آتش زدن به بنیاد خانواده به دستور مستقیم خود مریم رجوی صورت گرفت،تا آنجا که این آتش بازیها بر روی افکار مردم اروپا نسبت به عقاید این فرقه تاثیر خیلی بدی گذاشت،و نظر آنها به این وحشی بازیها واکنش منفی بود تا آنجا که مردم فرانسه گفتند چرا این زنه( مریم قجر عصدانلو ) دستور نمیدهد که هوادارانش دیگه خودسوزی نکنند.

این خبر به گوش مریم قجر رسید و به سرعت دستور داد که دیگه کسی خودسوزی نکند،بعد از بسته شدن خودسوزی ها نوبت به انهدام اجزای بدن آدم ها رسید اعتصاب غذا آغاز شد،و هوادران و اعضای شورای رهبری و اعضای ولو در اروپا باید بعد از این همه مفتخوری حالا به خودشان تکانی می دادند،و به جای نوشیدن مشروبات الکی و این رستوارن و این کافه،می آمدند،و کف اسفالت میخوابیدند تا مریم هزار پاره را با اعتصاب غذا آزاد کنند،و بعد هم بقیه ماجرا و آزادی مریم قجر عضدانلو

من بعد از فرار مریم رجوی با شوهر سابق خودش و تعداد زیادی از سران فرقه دیگه هرگز با آنها نتوانستم صاف شوم و سازمان مجاهدین را برای همیشه از ذهنم خارج کردم و هر روز منتظر روزی بودم تا بتوانم از آنها جدا شوم،آنها اوّل به ما خیانت کردنند،آنها ما را در آتش خون ول کردنند،آنها در نوار مرزی به نفرات قدیمیتر پول و پاسپورت،و لباس شهر داده بودند تا در صورت امکان و حوادث غیرمترقبه ما را ترک کرده خودشان به اولین کشور غیر از عراق برساند،دیگه واقعاً چی باید می دیدیم که ندیدیم همه جور خیانت و جنایت را با چشمانمان دیدیم.

البته دوستان این مقدار فاکت قطره ای از دریاست،وگرنه من چهره دوستانم در پذیرش سازمان را فراموش نکرده ام آنهایی که قبل از من این فرقه را شناخته بودند،و حاضر نشدند،با این تشکیلات و مناسبات کنار بیایند،برای همین من دیگه هرگز چهره ی خندان و ناراحت آنها را دیگه در مناسبات مجاهدین ندیدم،و الان هم مدتها از هر کس خبری میگیرم آنها هم مثل من بیخبر هستند،فقط امیدوارم زنده باشند؟

بعد از آن و از همه مهمتر برخورد با خانواده ها توسط شکنجه گر های و جلادان مجاهدین بود،که با دروغ که خانواده های شما ماموران وزارت اطلاعات هستند،و با نشستهای مختلف باعث شدند که نفرات یا با خانواده های خود ملاقات نکنند،و اگر هم ملاقات کردنند،مثل یک پاسدار با آنها رفتار کنند!

هضم این نوع رفتار،برای این دوستانم در این نشست  غیر قابل قبول بود،در ادامه بعد از موضوع خانواده ها به عکس العمل های این انجمن ها و دولتمردان فرانسوی خواهیم نشست و ببینیم نظر آنها در رابطه با این فرقه تروریستی چی هست.

ادامه دارد.