اعتراف دردناک یکی از فرماندهان آقای رجوی

سوال ازاقای رجوی:  شما که آنموقع میدونستی و برنامه بلند مدت میوه خوری دراشرف داشتی پس چرا عملیاتهای بعدی را انجام وبیش ازهزار وچهارصد نفررابه کشتن دادی ؟ انهمه بازی ها دراشرف درمیاوردی برای چی بود؟ چرا دراشرف موندی وبرطبل سرنگونی کوبیدی و بخاطرش ملت را در دوران برده داری نگه داشتی و انواع بلا ها را سرانها اوردی درصورتی که ماندگاری بلند مدت را میدیدی ؟

-------------------------------------------------------------------------

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیست و پنجم مارس 2021

اعتراف دردناک یکی از فرماندهان آقای رجوی

موضوعی که میخواهم مطرح کنم فکرکنم حتی درون مناسبات کمترکسی شنیده باشد

روز هشت فروردین سال 1367عملیات آفتاب انجام وفردای ان به اشرف برگشتیم چند روز بعد فکرکنم پانزدهم وشانزدهم فروردین بود گفتند محوطه سازی ودرخت وگل کاری را شروع میکنیم بیست سالی گذشت یک روزبا یکی ازفرماندهان درحال صحبت ازهردری بودیم درحین صحبت گفت علی ما برادررا نشناختیم سالها طول میکشد تا بشناسیم خانم مریم رجوی همین حرف را هزارباربرای ما تکرارکرده است تعجب کردم چون درباره این مسایل با من هیچ کس صحبت نمیکرد فکرکردم شاید میخواهد با تعریف ازاقای رجوی کمی با حرفهایی که میخواهد بزند مثلا درذهن بنده اورابزرگ ورابطه را کمی ترمیم کند سوال کردم چرا ؟ تعریف راشروع  وگفت یادت میاید سال 67 بعد ازعملیات افتاب محوطه سازی ودرخت وگل کاری شروع شد جواب دادم کامل چون به درخت وگل کاری اشنایی داشتم خودم یک باغچه بزرگ راکاشتم ادامه داد دوسه روز بعد عملیات افتاب ( یازدهم دوازدهم فروردین سال 1367 میشود ) با برادرنشست جمع بندی عملیات افتاب داشتیم بعد جمع بندی برادرگفت محوطه سازی ودرخت وگل کاری را شروع کنیم  بما گفت درخت میوه بکارید دراینده بدردمون میخورد  ( انموقع اشرف خیلی کوچک بود دوخیابون داشت وعلف خرس هم دران سبز نمیشد بیابون لم یزرع بود وخاک خشک رنگ ورورفته)

ما گفتیم درخت میوه میخواهیم چکاردرحال جنگ هستیم خمینی را بزودی سرنگون میکنیم عملیات افتاب همین را میگوید میریم ایران میکاریم دراشرف اوکالیپتوس که سریع رشد وسایه دارد میکاریم پرسیدم برادردربرابرمخالفتهای همه شما فرماندهان عکس العملی نشان نداد جواب داد چرا دید همه ما مخالف هستیم گفت خود دانید من گفتم حالا هرچی میخواهید بکارید
امروز که نگاه میکنم برادربیست سال پیش امروزما را میدید که دراشرف موندیم ولی ما نفهمیدیم چی میگه انموقع گوش ندادیم اگرداده بودیم الان تمام اشرف درخت میوه بود اشتباه کردیم بنظرم همین حرف راهم رجوی درنشستها گفته بود یا انها را بخاطرمخالفت انزمان شلاق کش کرده بود

درخت در اینده بدردمون میخورد یک معنی میدهد. رجوی انزمان میدانسته که همه چیز دربن بست است ازسرنگونی خبری نیست عملیاتها هم دلخوش کنی ست حاکمیت با این عملیاتها سرنگون شدنی نیست وهیچ چشم اندازی رادرافق نمیدیده که میخواسته درخت میوه کاشته دربلند مدت ازانها استفاده کند داستانی که فرمانده برای من تعریف کرد همین نتیجه را گرفتم اعتراف دردناک بن بست که دراشرف گیرکرده وراه فراری نداریم ورجوی انزمان هم میدونسته را میکرد شاید همین اعتراف ازطرف رجوی پیش انها هم بوده نمیدونم حال سوال ازاقای رجوی

شما که آنموقع میدونستی و برنامه بلند مدت میوه خوری دراشرف داشتی پس چرا عملیاتهای بعدی را انجام وبیش ازهزاروچهارصد نفررابه کشتن دادی ؟ انهمه بازی ها دراشرف درمیاوردی برای چی بود؟ چرا دراشرف موندی وبرطبل سرنگونی کوبیدی و بخاطرش ملت را در دوران برده داری نگه داشتی و انواع بلا ها را سرانها اوردی درصورتی که ماندگاری بلند مدت را میدیدی ؟ چرا تا سال 95 درحالی که میدونستی عملی عبس وبیهوده است ازعراق خارج نشدی ؟ ایا جوابی برای صدها چرایی دارد ؟ ایا اینگونه عملها ناراستی با نیروها وفریب ودورویی وعین نفاق نیست ؟ ایا حرف سرنگونی وکوبیدن برطبل ان شیادی ودجالیت نبود ؟ و؟؟؟؟؟؟؟؟

لینک به منبع