می گفتی ما گوهر بی بدیل مجاهدین هستیم

وقتی یک جداشده از فرقه رجوی به دنیای آزاد و زندگی نرمال در اجتماع قدم می گذارد تازه وارد این فضا می شود که از خود بپرسد طبق یک محاسبه جدول ضربی ساده(دودوتا- چهارتا) که در این دوران از عمر چی آموخته و یا از فنون روزگار چه حاصل کرده است تا از آن برای امرار معاش وگذران زندگی بهره ببرد.Musa damrodii

--------------------------------------------------------------------------

موسی دامرودی، نجات یافتگان آلبانی، 26.03.2021

می گفتی ما گوهر بی بدیل مجاهدین هستیم

وقتی یک جداشده از فرقه رجوی به دنیای آزاد و زندگی نرمال در اجتماع قدم می گذارد تازه وارد این فضا می شود که از خود بپرسد طبق یک محاسبه جدول ضربی ساده(دودوتا- چهارتا) که در این دوران از عمر چی آموخته و یا از فنون روزگار چه حاصل کرده است تا از آن برای امرار معاش وگذران زندگی بهره ببرد.

آیا آن همه القابی که رجویها در طول این سالیان بارمان  میکرد؛ مثل گوهران بی بدیل و ما آگاه ترینیم و ما انقلابی ترینیم و ما ثروتمنترینیم و ما شادترینیم و افسران ارتش آزادیبخش پشیزی ارزش دارد که بتوانیم لقمه نانی با آن دربیاوریم؟ آیا با بالاترین سرمایه جهان یعنی انقلاب خواهر مریم می توانیم یک شاهی هم در بیاوریم . اصلأ در بیرون از فرقه رجوی کسی برای این القاب تره خورد میکند؟؟؟.

اینها فقط مصرف داخلی مناسبات فرقه برای سرگرم کردن نیروهای نگون‌بخت است که هوا برشان ندارد ومابازای عمری که تلف می کنند و توسری که می خورند  درعالم هپروت مثل آدمای مالیخولیایی فکر کنند که  چه آدمهای ثروتمند و دارایی هستند و چه شخصیتهای مهمی و مفیدی  برای جامعه هستند.

بله واقعیت  این است که هرشخصی برای ادامه حیات و امورات جاری زندگی؛ جوانی و تخصص و تجربه، لازم است تا لقمه نانی به دست بیاورد.! ولی در فرقه رجوی همه اینها را از نفرات گرفته است؛ با کارهای یدی و طاقت فرسای شبانه  روزی، جسم و جان و روح آدمها را داغان کرده است.

بله همین آگاه‌ترین فرزندان خلق و جهان وقتی که پا به دنیای خارج از مناسبات فرقه میگذارند  تازه متوجه میشوند که این سالیان در غار زندگی می‌کردند و عقب افتاده ترین هستند و احساس حقارت میکنند چرا که با ساده ترین وسیله که امروزه در دست بچه های کوچک دیده میشود مثل موبایل بلد نبودند کار کنند.

اما آنچه یک عضو قدیمی از فرقه مجاهدین بعد از بیش ازچند دهه با خود می آورد چیست ؟

ابتدابه هیچ می رسیم …بعد از یک مقطع وپروسه مات ومبهوت ماندن واحساس تهی بودن با برگشتی عمیق به سالیان عمرتلف شده به چیزهای پوچی به شرح زیر رسیدیم :

*آموزش نظامی پوشال؛  چون تا تقی به توقی خورد همه سلاحها و آموزش بادهوا شد و رفت؛ رجوی که زرد کرده بود همه را داد و بعد هم گفت : داوطلبانه سلاحها را دادیم !!!.

*آموزش تشکیلاتی –   دروغ و عدم صداقت و چاپلوسی که هیچکدام در بیرون و زندگی آزاد ارزشی ندارد.

البته ازحق نگذریم انبوه  کار انجام دادیم و کلی یادگرفتم:

*برنج پاک کنی تخصصی وآماتور – عدس وماش پاک کنی – پوست کندن پیاز وسیب زمینی و بادمجان و خورد کردن سبزی با نظارت مسئول مستقیم.

*حمالی وکارسخت درساختمان سازی وخراب نمودن دوباره تا نیرو سرگرم باشدو احساس بیکاری و پوچی نکند.

* کندن زمین وپرکردن گونی های خاک، درست کردن سنگر برای مسیولین بالا، جابجایی و…  بطور مستمر برای سالها به منظور وقت پرکنی..

– درواقع ماهها و سالها عمرمان تلف شد ویک تجربه وحرفه به درد بخور که اکنون بتواند به لقمه نانی برایمان تبدیل شود را بدست نیاوردیم.

تا وقتی اسیر رجوی بودیم وداخل همان مناسبات به کرده خودمان وحماقتی که سالها مرتکب شده بودیم نخندیده بودیم چون حس نمی کردیم و چنان بر سر ما آورده بودند که درک درستی از گذر زمان و غیره  نداشتیم !

اکنون که از ان بی حسی درآمده و نگاهی و حتی نیم نگاهی به پشت سر می اندازیم می فهمیم که  فقط ماهستیم که دارای چنین گذشته سیاهی هستیم وفقط خودمان هستیم که به خودمان می خندیم وبرایمان چندش آور است وبس.

این حاصل 40 سال عمر وبرای برخی ها شاید بیشتراست که گذشته وعمرخود را تلف کرده ومدام دریک سیکل ومداربسته دراختیار رجوی بوده وچنین اسارتی را تحمل کرده ایم. اکنون به محض مواجه شدن با دنیای آزاد انگارمصداق همان اصحاب کهف هستیم. البته آنها درخواب واقعی بودند و حس نکردند زمانشان چگونه گذشت و دردی هم نداشتند اما مافارغ التحصیلان از دانشگاه جهل فرقه و فریب و ریای باند رجوی  درغفلتی ننگین واسارتی پوشالی دراختیار شیطان مجسم  رجوی بودیم و چه ها که بر ما گذشت و  …و چه دردی بود این دوران و این دوره غفلت!!!. حیف و صد حیف